شلیک به قلب احساسات، مقتول: فوتبال, قاتل: مهندسان احساسات

یک بار دیگر فوتبال ایران شاهد رخ دادن اتفاقات تلخ در دیدار تیم های سپاهان و پرسپولیس بود.

شلیک به قلب احساسات، مقتول: فوتبال, قاتل: مهندسان احساسات

خبرنگاران- از قبل پیش بینی می شد که اینطور گردد. اینکه جایگاه ها روی هوا باشد یا شیشه های ماشین خرد گردد. آجر پرتاب و فحاشی گردد. سری بشکند یا چشمی کور گردد. زنجیر و قمه و چاقو در کار باشد. خفت گیری گردد؛ یعنی بلیتی را بگیرند و پاره نمایند. فضا, فضای درگیری باشد, در حدی که از ترس، لباس رنگی زیر پیراهن باشد تا دیده نگردد.

نتیجه فوتبال دیگر در مرز مستطیل سبز نمی گنجد, فوتبال در ایران پا را از گلیمش درازتر نموده, رفته تا جمجه کودک, فوتبال دیگر باید خون به راه بیندازد. اصلا اگر اینطور نباشد فوتبال بازی نشده و همه مسخره بازی است. اینجا فوتبال یک رقابت در داخل زمین است و یک جنگ در خارج!

قبل از بازی هیچ کس راضی به ریخته شدن یک قطره خون از بینی کسی نبود! خون بینی که هیچ, سر شکست, چشم آسیب دید, چاقو زده و چاقو خورده شد. ماشین آتش گرفت و بهتر است بگوییم که به قلب فوتبال شلیک شد. همان شلیک هایی که چند روزی است به صدر اخبار رسیده است. شلیک هایی که آدم می کُشد, فوتبال می کُشد و کاری به رفاقت و رقابت ندارد.

پیش بینی می شد که در هشتم خرداد ماه یک مسابقه مهیج فوتبال به یک تراژدی تلخ اجتماعی تبدیل گردد. هیجان و دوستی و رقابت در رودخانهِ دوباره جان گرفته زاینده رود غرق و در عوض خشم و توهین و دعوا زاده شد. بازهم عکاس ها تصاویر تکراری و خبرنگاران گزارش های تکراری از یک مسابقه فوتبال ارسال کردند, مسائلی که اینقدر دارد تکرار می گردد تا عادت گردد, یک اپیدمی, یک مرض ناخوشایند و غیر معمول.

پیش بینی می شد که ناجور گردد, آخر از قبل جنگ راه افتاده بود. از بازیِ قبل, از قبلِ بازی! بازی یک ماه پیش خونین و پرتلفات بوده, پس باید انتقام گرفته می شد. قبل بازی چه؟! چه کسانی در آتش این جنگ دمیدند؟ مدیر, مسئول, مربی, بازیکن یا همان یک طرفداری که در فضای مجازی رجز خوانده؟ چه کسی در عصبانی کردن عصبانی ها, در کینه توزی انتقام گیران نقش داشت؟ کلاه دارید که قاضی کنید؟ مردم مصدوم شدند, خون ریخت و چشمی آسیب دید! ماشینی اسقاط شد, پلاک تهرانی که شاید تمام سرمایه یک عکاس یا خبرنگار باشد. عکاس ها معمولاً برای کار به استادیوم می آیند, نه دعوا. برای پول در آوردن و نه ضرر.

چقدر حواس مان به حرفی که از دهان خارج می کنیم هست؟ چه قبل از بازی چه بعد از بازی, می دانید که مردم برای واکنش منتظر کنش شما هستند؟ قانون سوم نیوتون است, هر عملی عکس العملی دارد. آیا ابایی نداریم از فرافکنی هایی که باعث زنجیر کشیدن یک طرفدار احساسی می گردد؟

راستی می دانید وقتی حرف از مهندسی شدن نتایج می زنید دارید احساسات طرفداران را مهندسی می کنید؟ نه امروز و نه فقط یک فرد خاص که در گذشته هم همین حرف ها را عده ای دیگر می زدند. هم شاکی می شوید, هم مدعی العموم, هم قاضی و هم دادستان, خسته نشدید از اینکه همه کارها که یک تنه انجام می دهید؟ هم تصمیم می گیرید, هم متهم می کنید، هم محکوم می کنید و هم رای صادر می کنید. کاری به اشخاص نداریم, مخاطب ما هر کسی است که حرفش جنجال درست نموده و احساسات را به سمت تنش برده است.

فوتبال، چهارشنبه شب یک بار دیگر مُرد, بهتر است بگویم کشته شد. به قلب احساسات شلیک شد و نابودش کرد. حالا فوتبال مقتول است و قاتلش همان هایی هستند که با حرف ها و رفتارهای متناقض شان، احساسات را مهندسی می نمایند.

حتما از پدر بزرگ ها یا قدیمی ها شنیده ایم که فوتبال عجب چیز مسخره ای است. این جمله که 22 نفر دنبال یک توپ می افتند و چه به تو می رسد؟ اینکه پولش را یکی دیگر می گیرد و غصه اش را چرا تو می خوری؟ کاش فقط غصه برای طرفدار می ماند, الان هم غصه می ماند و هم درد و خون و خسارت. الان محتمل است برای طرفدار چشمی بماند که دیگر شاید نبیند. خلاصه اینکه این فوتبال چه هست که باعث این رنج و درد باید گردد؟ شاید الان لازم باشد که همه ما معشوقان فوتبال در ذهن یک بار دیگر به حرف های پدر بزرگ در ذهن پاسخ بدهیم و به این فکر کنیم که شاید او راست می گفت و واقعاً این فوتبال ارزش اینقدر بال بال زدن را نداشته است.

بهتر است بنشینیم گوشه ای و فکر کنیم که آیا فوتبال اینقدر ارزش دارد که با اظهارت یا طرفداری های بی منطق مان، هم خود فوتبال را به نابودی بکشانیم و هم خیلی های دیگر را؟ بهتر است کلاه مان را قاضی کنیم, البته اگر کلاهی برای قضاوت داشته باشیم!

نوشته از: علی عابدیان

شرح: عکس خبر مربوط به بازی چهارشنبه سپاهان و پرسپولیس است.

منبع: خبرگزاری تسنیم
انتشار: بروزرسانی: 15 مهر 1398 شناسه مطلب: 60

به "شلیک به قلب احساسات، مقتول: فوتبال, قاتل: مهندسان احساسات" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "شلیک به قلب احساسات، مقتول: فوتبال, قاتل: مهندسان احساسات"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید